سرویس: تلویزیون کد خبر: 288 ۲۲:۰۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۱۲

چرا پلتفرم ها به جای کیفیت به تعدد آثار توجه دارند؟

سریال سازی با چشمان بسته

سریال سازی با چشمان بسته

صبح سینما/رامین مارالی:بعد از حدود یک سال و نیم اتحاد دو پلتفرم فیلیمو و نماوا در خرید و تولید آثار نمایش خانگی؛ سال گذشته این دو پلتفرم تصمیم گرفتند تا در تولید و پخش سریال و مجموعه های ادامه دار با یکدیگر رقابت کنند و تنها در حوزه پخش و اکران آنلاین فیلم های سینمایی طبق سیاست های قبلی خود متحد بمانند.اتفاقی که از دو نظر قابل بررسی است اول آن که رقابت می تواند کیفیت را ارتقا دهد و در نهایت به نفع سیستم و مخاطب باشد و دوم این که پلتفرم ها با پخش آثار ضعیف دیگر نمی توانند همه مسئولیت ها را به گردن تولید کننده بیاندازند و باید مسئولیت کیفیت آثار را بر عهده بگیرند به عبارت دیگر هر یک سریال منتشر شده از یک پلتفرم ماهیت و شاکله آن را تشکیل می دهد.

پخش اختصاصی پیش از سال 99 نیز در نمایش خانگی وجود داشت؛ واضح ترین نوع آن در زمان پخش فیزیکی بود.زمانی که تهیه کننده یا صاحب محتوا، اثرش را برای پخش وی سی دی و دی وی دی به ویدیو رسانه ای واگذار می کرد در اکثر موارد ویدیو رسانه دیگری تا زمانی که قراردادها به اتمام نمی رسید اجازه پخش آن محصول را نداشت.با روی کار آمدن پلتفرم هایی چون فیلم نت، لوتوس پلی، فیلیمو و نماوا در مقاطع مختلف پخش انحصاری شکل گرفت(با این تفاوت که در بازه زمانی 1393 تا 1398 همچنان پخش نسخه فیزیکی در اولویت بود.)

با وجود نقاط ضعف قابل توجه در آثار نمایش خانگی تولید شده در سال های 88 تا 97، ماهیت دی وی دی و اهمیت فروش بخش پیش بینی شده تیراژ یک محصول توسط صاحب نظران و افراد با سابقه این حوزه، باعث می شد تا تولید کنندگان توجه بیشتری به کیفیت یک اثر داشته باشند.اکثر تاخیرها و بی نظمی های آثار قبل از پخش سریال«شهرزاد» و در مواردی بعد از آن نیز به دلیل ناکامی هایی درفروش تیراژ قسمت های پیشین آن محصول بود؛ به عبارتی یک مدیر ویدیو رسانه موفق به ندرت پیش می آمد که زیر بار پخش محصول شکست خورده و ادامه دادن ضرر و زیان رود.

در سال 97، با افزایش قیمت دی وی دی، سهولت دسترسی به نسخه های دیجیتال و مورد توجه قرار گرفتن پلتفرم ها، موج تازه ای از آثار تولید شد که برخی از آن ها قربانی تعجیل در پخش بودند و برخی قربانی سودجویی تولیدکنندگان؛ اما نکته ای که در این میان بود انگشت انتقادات بیش از آن که روی پلتفرم باشد به سمت کارگردان، تهیه کننده و سرمایه گذارو بازیگران آن سریال بود.

اما با انحصاری شدن سریال ها آن هم در زمانی که مخاطب بیش از پیش از پلتفرم ها استقبال کرده، رغبتی به خرید نسخه فیزیکی ندارد یا نسخه فیزیکی با سیاست هایی که اعمال شد دیگر در دسترس نیست یا به صرفه نیست؛ زنگ خطری بود که پلتفرم ها با درایت بیشتر دست به سرمایه گذاری و تولید بزنند و با تدابیری برند سازی کنند؛ اما نه تنها این اتفاق نیوفتاد بلکه پلتفرم ها برای رقابت بیشتر هر ایده خام و قوام نیافته را به سرعت پذیرفتند و با فاصله کوتاهی به تولید و پخش رساندند؛ حاصل این تصمیم گیری های عجولانه و قدرت طلبانه امروز بر کسی پوشیده نیست.

درست است که ساترا ممیزی هایی غیر منطقی به آثار اخیر نمایش خانگی وارد کرده و گاها مسیر اخذ مجوز را دشوار کرده است اما پلتفرم ها نیز می توانند قبل ازشروع پخش به سیاق سال های فعالیت ویدیو رسانه ها، حداقل پنج قسمت ابتدایی یک سریال را آماده داشته باشند و برای مجوز هایش اقدام کنند و پس از اخذ این قسمت ها پخش سریال را آغاز کنند؛ این گونه هم احترام بیشتری به مخاطب قائل می شوند و هم یک روند پخش حرفه ای را تجربه می کنند.به قسمت های تازه سریال«قبله عالم» توجه کنید بیاید تصویر کنیم که تمام صحنه های سانسور شده سریال به اثر اضافه شده است و سریال بدون ممیزی پخش شده؛ آیا در خلق لحظه کمدی و بازی گیری ها موفق است؟ یا سریال «میدان سرخ» علی رغم حواشی تولید و کارگردانی می تواند حداقل منطق های اولیه یک نمونه ضعیف هالیودی را داشته باشد؟

مسئله اصلی به همان ایده و متن برمی گردد.وضعیت فعلی نمایش خانگی به گونه ایست که معدود آثار موفق اخیر همچون«قورباغه»، «خاتون»، «همگناه»،«زخم کاری» و «می خواهم زنده بمانم» را نیز نمی توان به قطعیت حاصل درایت پلفترم ها دانست؛ بلکه این تهیه کننده و کارگردان این آثار هستند که توانسته اند در این میان اثری متفاوت نسبت به شرایط حاکم تولید کنند.

سری جدید فیلم ها و سریال هایی که با اقبال مخاطب مواجه شده در قالب سریالی جدید تولید می شود و نه تنها موفقیتی را حاصل نمی کنند بلکه آثار قبلی را نیز زیر سوال می برد.وقتی بخشی از بازیگران کلیدی فصول قبل یک اثر حاضر به همکاری در سریال عجولانه دوستان نیستند و نویسنده نیز نتوانسته داستان جذابی خلق کند چرا اصرار به ساخت ادامه آن سریال است؟ آیا تصمیم گرفته اند آن محصول نسبتا برند را که توانسته بود آبرویی برای خود بخرد و مخاطب جذب کند؛ نابود کنند؟

تجربه ثابت کرده که در هر مقطعی تعداد سریال های پخش شده در یک هفته افزایش قابل توجهی پیدا کرد؛ یک یا نهایتا دو عنوان از آن ها ارزش تماشا داشته و مابقی «محض خالی نبودن عریضه» در کنداکتور گنجانده شده است. اگر برخی حواشی و رقابت ها را در اولویت دوم قرار داد و در اولویت اول را صرفا یک سریال را با یک تیم حرفه ای و با ایده و متن نهایی جذاب تولید کرد.حاصل کار، هم برای آن پلتفرم بهتر است و هم برای سیستم کلی نمایش خانگی و در نتیجه مخاطب.حتی می شود با ساخت یک پایلوت ونمایش آن به گروهی از مخاطبان و صاحب نظران به نتیجه رسید که ساخت یک سریال را ادامه داد و روی آن سرمایه گذاری کرد یا خیر.فقط کافی است اولویت اول مخاطب باشد.تجربه ثابت کرده که رضایت مخاطب هم قدرت می آورد، هم سوددهی بیشتر و هم محبوبیت؛ در غیر این صورت ضد این مفاهیم شکل می گیرد.

whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک