سرویس: تلویزیون کد خبر: 291 ۲۲:۳۲ - ۱۴۰۰/۰۷/۲۳

نگاهی به قسمت افتتاحیه سریال«خسوف»

یک عاشقانه بی ادعا

تولید و پخش سریال خسوف بدون پیش داوری درباره کیفیت و اقبال مخاطب این نکته را به تولید کنندگان و تصمیم گیرندگان بخش خصوصی یادآوری می کند که می شود یک داستان ساده و روتین را با در نظر گرفتن تمام جوانب آن تولید کرد و به اقبال آن امیدوار بود؛ بدون آن که اولویت را چهره ای مطرح و مارکت پسند قرار داد.

یک عاشقانه بی ادعا

صبح سینما/رامین مارالی: بعد از 11 سال تولید پیاپی در شبکه نمایش خانگی و توجه به آزمون و خطاهای مختلف اکنون دیگر می توان به این نتیجه رسید که مولفه اصلی برای اقبال مخاطب، تنها روایت یک قصه سر راست و فکر شده است.بازیگران شاید بتوانند بیننده را در وهله اول به سمت یک محصول بکشانند اما آنچه مخاطب را نمک گیرمی کند یک درام شسته رفته است.«خسوف» شاید اگر فضای تولیدات تلویزیون به سمت دیگری حرکت می کرد و نگاه مدیران 15 سال گذشته را داشت می توانست در آن بستر تولید شود.تولید و پخش این سریال بدون پیش داوری درباره کیفیت و اقبال مخاطب این نکته را به تولید کنندگان و تصمیم گیرندگان بخش خصوصی یادآوری می کند که می شود یک داستان ساده و روتین را با در نظر گرفتن تمام جوانب آن تولید کرد و به اقبال آن امیدوار بود؛ بدون آن که اولویت را چهره ای مطرح و مارکت پسند قرار داد.عامل موفقیت سریال های بدعت گذار و پربیننده نمایش خانگی نیز همین بوده است؛ اگر در آن سریال ها از بازیگران مطرح هم استفاده شده؛ توانایی آن بازیگر و نوع قصه، عامل انتخاب آن بازیگر بوده است یا حداقل خروجی کار این چنین نشان می دهد.

«خسوف» در قسمت اول تکلیفش را با مخاطب روشن می کند؛ در حالی که داستان پیش می رود بیننده با شخصیت و روابط آشنا می شود.بازی بازیگران جوان از جمله مینو شریفی و سجاد بابایی در چارچوب قصه خوب است. بازی پوریا رحیمی سام حساب شده پیش می رود و قصه نیز برای خلق یک شخصیت چالش برانگیز به او کمک کرده است؛ شاید نگاه درستی نباشد اما بازی او یادآور نوع خاص بازی حبیب رضایی در برخی نقش هایش است.بازیگران شناخته شده سریال نیز اگرچه بازی تازه ای ارائه نداده اند اما به فضاسازی قصه و شخصیت ها کمک کرده اند.

از نمای اول سریال بیننده درگیر یک ماجرا می شود و رفته رفته اطلاعاتی پیرامون شخصیت ها و روابط به او تزریق می شود.شاید مهم ترین ایراد پلات داستان در قسمت اول موضوع سلف دانشگاه باشد؛ همه ما با فضای دانشجویی و کیفیت غذا دولتی آشنا هستیم و می دانیم چنین اعتراضاتی یا به این شدت شکل نمی گیرد و یا دانشجو را در وضعیت شخصیت های سریال قرار نمی دهد؛ پلات فعلی یا در جهت دراماتیزه کردن یک موقعیت به شکل کنونی در آمده و یا ممیزی ها و پیش بینی نویسندگان از برخی حساسیت ها باعث شده یک اعتراض و کشمکش ملموس تر و رئال تر در فضای دانشگاهی در داستان گنجانده نشود.

فیلمساز در خلق قصه عاشقانه سریال موفق عمل می کند و در زمان کوتاهی می تواند به عمق آن اضافه کند.این که این سریال در شرایط فعلی فضای کلی نمایش خانگی توانسته یک قصه رئال را بدون ادعای خاصی و چنگ زدن به موقعیت های اغراق شده آغاز کند جای امیدواری دارد؛ باید دید در ادامه می تواند به یک سریال موفق در این بستر تبدیل شود یا خیر.

whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک